رییس جمهور موسوی عزیز ! بیانیه ی 13 را خواندم . خدا بود مخصوصا پاراگراف آخرش . واقعا عالی بود . در مورد 22 بهمن از همین الان همه را مصمم کردی . گفتی که باید راه سبز امید را زندگی کنیم . یعنی شرایط اجتماعی و فرهنگ جامعه را تغییر بدیم طوری که دیگه با حکومت استبدادی همخوانی نداشته باشه . دمت گرم حرفات کاملا به جا بود ولی یه خلایی توش احساس می شد . یکمی انگار ته دلش آدم احساس کمبود می کرد.گفتی و چه خوب هم گفتی که : مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی است زندگی است. ولی میر حسین عزیز یادت رفت بگی که الان وقت مبارزه است . برادرا و خواهرای ما در این راه سبز کشته شدند و بهشون تجاوز شده . هر روز فشارشون را رو ما زیادتر می کنند . جوونیمون نابود شد . همه استعدادهامون دارن ایران را ترک می کنند .یادت رفت بگی الان وقت مبارزه است .برای ایران و بدون خشونت
از دوست داشتن بروبچ ولایتمدار حرف زدی ... این حرفت را واقعا می ستایم تو اینقدر بزرگی که می تونی اون ها را هم دوست داشته باشی . ولی من به بزرگی تو نیستم . من هر وقت می خوام اونا را که روز قدس مرگ بر میر حسین و مرگ بر ضد ولایت فقیه سر می دادند (آرزوی مرگ هردومون را داشتن)دوست داشته باشم . یاد ندای بیگناه می افتم و لحظه ای که ناجوانمردانه کشته شد . یاد سهراب می افتم و یاد بقیه برادرا و خواهرامون و نمی تونم . می خوام پلیس و لباس شخصی و بسیجی را دوست داشته باشم ولی وقتی با باتوم حمله می کنند به مردم بی دفاع و خواهرامون جلو چشمون می خورند زمین . وقتی بهمون فحش می دن و کتک می زنند و می گیرند و می برند تو همین روز قدس را می گم . نفرت وجودم را پر می کنه ! نفرت از سپاهی نفرت از بسیجی نفرت از خامنه ای و سگهای تحت امرش . نفرت از جمهوری اسلامی
رییس جمهور موسوی ! حرفات سنده برای ما ولی همراه شو عزیز

No comments:
Post a Comment